تبلیغات
کن قدیم - زنده یاد حاج محمد یعقوبی (بالونی)
پنجشنبه 21 تیر 1397

زنده یاد حاج محمد یعقوبی (بالونی)

   نوشته شده توسط: امین نورقربانی    نوع مطلب :خاطرات قدیم از اهالی کن ،

1
خانه قدیمی و تاریخی حاج محمد بالونی:
راه همیشگی من از یک مسیر دیگر بود که انگار دست روزگار مرا به مسیری جدید بعد از کار روزانه روانه کرد این بار سر از کوچه
انتهای بالان درآوردم جایی که روزگاری حاج محمد بالونی در منتهی خانه های کن امارتی با شکوه داشت و در آنجا زندگی میکرد این مرد به قول مادر بزرگ اینجانب رکن محله بالون بود و با پدربزرگ اینجانب مش حسین حسینقلی فامیلیت داشت و دارای مقام و شوکت بود ،در حالی که در کوچه موحد قدم میزدم خودم را در مقابل خانه قدیمی زیبایی یافتم همیشه درب این منزل بسته بود و من از خود میپرسیدم چه کسی در این خانه باشکوه زندگی میکرد که جواب این سوال خود را امروز در حالی که درب بزرگ این خانه کاملا باز بود گرفتم در حال گرفتن عکس بودم که ناگهان دربهای این خانه به رویم باز شد و جوانی رعنا با من چشم در چشم شد گویی سالها همدیگر را میشناسیم او کسی نبود جز نوه پسری حاج محمد بالونی از او اجازه خواستم از داخل خانه چند تا تصویر برای اهالی فرهنگ دوست کن بگیرم که او با روی گشاده درخواست ما راپذیرفت و با او همکلام که شدم فهمیدیم که اصلا ما با هم فامیل هستیم و دست روزگار ما انسانها را از هم دور ساخته است این دوست عزیز یا به عبارتی فامیل عزیز کسی نبود جز علیرضا یعقوبی تمیز که با دقت به سوالات ما پاسخ داد و در آخر این شعر را زیر لب با خود زمزمه کردم.
هر که دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
.........................................
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا



:hibiscus::hibiscus: کن قدیم:hibiscus::hibiscus:



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر