یکشنبه 28 شهریور 1395

ادامه لغت نامه کن قدیم

   نوشته شده توسط: امین نورقربانی    

جوق=جوی

کُرو(دالون گذر آب در جوی)

اِو یاری

تُرنا(محل ریزش آب ،آبشار یکی دومتری)
جوق=جوی

کُرو(دالون گذر آب در جوی)

اِو یاری

تُرنا(محل ریزش آب ،آبشار یکی دومتری)

ممنون از لطف شما
به لغت نامه کن قدیم اضافه شد.

یه جاهایی از کن هست که اسمشون یا از بین رفته یا داره کمرنگ میشه
 اگر ممکنه اینا رو هم ثبت کنیم

مثلا  شنیده  بودم  کوچه زیر امامزاده درقاضی  رو  کوچه ی
"گهواره تراش ها" می گفتند(بچه های درقاضی اظهار نظر کنند درسته یا نه؟)

مثلا
 گَل وَقفمَک
سر چوگل(که یکی از پیر مردهای مرحوم ایسمالونی می گفت ظاهرا گِو گَل بوده یعنی محلی که گاوها رو آب می دادند)
کوچه هستومک(که این دو تا هنوز تو ایسمالون شناخته شده اند)

صحرا زُوآل: درجنوبی ترین نقطه صحرای کن نزدیک آب لوله زرد (فاضلاب تصفیخانه سازمان آب شهرزیبا کنونی)

لَبِ اُلُم

سر دروازه
یه آسیابی هم دمه دوازده ایمون بود که اسمش رو نمی دونم فکر کنم یه کاروانسرا هم داشته

کاروانسرا حاج عزیز
و......

اگر ممکنه این لیست رو هم تکمیل کنید

اَهر= سنگچین

سِمبورَ=سمور
لُرسک= نوعی سنجاب

اِسپارک= قطعه چوبی جهت فشار دادن پا بر روی بیل های باغبونی
خوابیده خوفته
گردو=جوز
جاده=جده
مبان=مون
کفش=ارسی
**چند واژه دیگه از کن**

وِ اوز = پاجوش درخت

کَش = بغل، آغوش

پَتِنَه = دور و لبه پشت بام

مهتابی = ایوان بزرگ

کِتو= کدو

گَلُ راستَ کن

گَلُ دَبَند
طیٌارَ=آل
پالُن= هواپیما
زمین آماده شخم خوردن شده
منتظر دیگر واژه ها و لغتهای دیار کن توسط شما دوستان اهل کن هستیم.

به کن قدیم یادگار اعصار خوش آمدید.
https://telegram.me/joinchat/AkFP5UCuUokljalSe3chow
کن قدیم


وبلاگ دهی
پنجشنبه 1 مهر 1395 05:36 ق.ظ
با تشکر! مطلب جالبی بود. موفق و پیروز باشید
ردیاب شخصی
چهارشنبه 31 شهریور 1395 04:18 ب.ظ
تشکر از مدیر وبلاگ بابت مطلب خوبشون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر