چهارشنبه 17 شهریور 1395

یک عاشق واقعی

   نوشته شده توسط: امین نورقربانی    



(بخش اول)


هر سال محرم و صفر كه تمام می‌شود، پارچه‌ها و پرچم‌های سیاه را از در و دیوار حسینیه‌ها و تكیه‌ها پایین می‌آورند و علم‌ها را در گوشه‌ای قرار می‌دهند تا سال بعد. اما در محله كن علاوه بر اینها سنت خوبی در حال شكل‌گیری است و آن هم قدردانی از خادمان حسینیه‌هاست. خادمانی كه دو ماه تمام، بدون هیچ چشمداشتی در خدمت عزاداران اباعبدالله(ع) بوده‌اند. خیّران محله با همكاری بزرگان محل و به‌صورت ناشناس هدایایی مثل سفرهای زیارتی برای خادمان در نظر می‌گیرند تا لذت خدمت به عزاداران دو چندان شود.
كربلایی محمد هاشمی‌نژاد، یكی از خادمان ماندگار در محله كن بود كه 60 سال در حسینیه محله میانده كن خدمت كرد و هنوز هم در میان اهالی به‌عنوان فردی معتمد، با اخلاق و عاشق امام‌حسین(ع) از او یاد می‌كنند. هاشمی‌نژاد سه سالی است كه از دنیا رفته و امروز فرزندانش، سعی می‌كنند این راه را ادامه دهند. راهی كه به گفته‌ آنها اگر در آن اخلاص نباشد، به پایان خواهد رسید.
كربلایی محمد هاشمی‌نژاد علاوه بر خادمی امام حسین(ع) ویژگی‌های منحصربه‌فردی هم داشت كه آن را تنها باید از زبان آنهایی شنید كه عمری با او زندگی كرده‌اند و می‌توانند بدون هیچ روتوشی او را معرفی‌ كنند. برای همین به سراغ جواد و حسین هاشمی‌نژاد، دو فرزند این خادم امام‌حسین(ع) رفتیم و با آنها خاطرات این معتمد قدیمی محل را مرور كردیم.

یك عاشق واقعی
محمد هاشمی‌نژاد 93سال زندگی كرد و در سال1391 دارفانی را وداع گفت. او مغازه‌ای كوچك در محله میانده داشت كه در آن می‌نشست تا مشتری‌هایش بیایند و سرشان را اصلاح كند. مغازه‌ای كه می‌شد در آن بخشی از تاریخ 70تا80 سال گذشته كن را مرور كرد.
جواد و حسین هاشمی‌نژاد همچنان در منزل پدری ساكن هستند. منزلی كه در آن به دنیا آمده‌اند و برای نخستین بار چشم‌شان به روی فردی باز شد كه عاشق امام‌حسین(ع) بود و زمزمه محبت اهل‌بیت‌(ع) را كلمه به كلمه بر دهان آنها نشاند.
جواد هاشمی‌نژاد حرف‌هایش را از پدر این‌گونه آغاز می‌كند: «60 سال خادم امام‌حسین(ع) بود. عشق عجیبی هم به اهل‌بیت(ع) داشت. این اعتقاد و عشق را هم به داخل خانه می‌آورد. ما اگر می‌خواهیم خادمی امام‌حسین(ع) را درك كنیم، باید خودمان را در شرایطی بگذاریم كه او در آن زندگی می‌كرد. امروز همه‌گونه وسایل، تجهیزات و امكانات رفاهی فراهم است اما در زمان پدر، نگهداری از حسینیه و آماده كردن آن دردسرهای خاصی داشت.»
او ادامه می‌دهد: «یكی از كوچك‌ترین كارهای خادمان، نگهداری از وسایل آشپزخانه بود. امروز كارها راحت است، چای را دم می‌کنند و سپس چای را در لیوان‌های پلاستیكی به مردم می‌دهند. در آشپزخانه‌های قدیم كن سماورهای زغالی كار می‌كرد و نگهداری از استكان و نعلبكی‌ها هم حساسیت خاصی داشت.»
به گفته او تا همین 50 تا60 سال پیش، ‌بعضی تكیه‌های كن سقف نداشت و سقف‌شان را با چادر می‌پوشاندند. می‌گوید: «در قدیم چادر زدن در تكیه‌ها رسم و رسوم خاصی داشت و وسایل زیادی هم برای چادرها داشتند كه باید خوب نگهداری می‌شد. پدرم این وسایل را در خانه نگه می‌داشت و آنقدر در مراقبت از آنها حساسیت نشان می‌داد كه گاهی ما هم عصبانی می‌شدیم.»

اخلاق خوب سبب اعتماد اهالی شده بود
وقتی از حسین هاشمی‌نژاد در مورد اخلاق ویژه پدر می‌پرسیم می‌گوید: «پدرم خیلی با ادب و با اخلاق بود. روابط‌ عمومی خوبی داشت. نه مدرسه رفته بود و نه سواد خواندن و نوشتن داشت، اما به قدری لطیف و با وقار صحبت می‌كرد كه هرازگاهی او را برای سخنرانی در مجالس دعوت می‌كردند. همین اخلاق خوب و ارادت به امام حسین(ع) باعث شده بود، اهل محل هم به او اعتماد ویژه‌ای داشته باشند.» به گفته حسین هاشمی‌نژاد او یك مغازه كوچك آرایشگری نزدیك تكیه داشت و هر وقت كه حوصله‌اش سر می‌رفت و مشتری نداشت، در تكیه را باز می‌كرد و چند ساعتی به كارهای تكیه می‌رسید و بعد بر می‌گشت به مغازه‌اش.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر